براي خاطر تو .............چه طعنه ها شنيدم..ولي به جان خريدم..............به کوچه هاي غربت....................... به سوي تو دويدم...ز نا کجاي باور ...........................ببين کجا رسيدم...زلال چشمه عشق.... که پشت جستجو بود ....(سراب).............. آرزو بود..به جز سرشک حسرت..................... که از دو چشم من ريخت...به خاک راهت آميخت...غرور و آبرو بود ....................من زهر طعنه ها را ............به جان خود خريدم...من بار عشق و غم را............... به دوش دل کشيدم..اما صفايي از تو....... نديدم که نديدم...اکنون به پيکر دل.... غير از شکستگي نيست ...در کوله بار عمرم.......... جز بار خستگي نيست..جز بار خستگي نيست..